دوقلوهای ماماندوقلوهای مامان، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
زندگی من و بابا.عقدزندگی من و بابا.عقد، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
بابایی بابایی ، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 37 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

خدارو باهمه وجودم حس کردم

منتظرم

سلام شب بخیر............ من اومدم اما پ هنوز خبری نیست و اصلا برام مهم نیست که بیاد یا نه چون سپردمش دست خدا اما هیچوقت اینطوری نبودم....دور و اطراف نافم همش درد داره و تیر میکشه...راستی یه چن روز پیشم یعنی چن روز مونده به موعد پ لک بینی داشتم....حالا ببینیم چی میشه...توکل بر خدا مارفتیم و برگشتیم...اما هیچ جا خونه ی خود ادم نمیشه هـــــــــــــــــرگز پنجشنبه ساعت 11 حرکت کردیم قبلش خونه دوش گرفتیم جمع و جورشدیم و تا5دقیقه از راه رو رفته بودیم دیدم خدایا حلقه ام دستم نیست....خدامیدونه چقد دپرس شدم...همسرم که فداش شم دید دل تو دلم نیسن دور زد و اومد بالا انگشترم رو آورد انگار دنیارو داد بهم....تا2رسیدیم چالدران ...
3 آبان 1392